واپسین ورودی‌ها »

 

طبق آخرین برآوردها حوزه خلیج پارس درحدود 730 میلیارد بشکه ذخیره اثبات شده نفت وبیش از 70تریلیون مترمکعب ذخیره گازطبیعی رادرخودجای داده است.چنین ذخایری این منطقه را به بزرگ ترین مخزن انرژی درجهان تبدیل کرده است.درحال حاضرنفتی که در6کشورایران،عربستان سعودی،عراق،کویت،امارات وقطرتولید میشود،بیش از20میلیون بشکه درروزاست.درحالی که کل نفت خامی که درجهان تولیدمی شود،حدود82 میلیون بشکه درروزمی باشد.بنابراین،نفت خلیج پارس حدود 25 درصد ازنفت جهان را تأمین می کند

در سالهای پس از ورود ملایان به عرصه کشورداری به دلیل ركود و عدم سرمایه‌گذاری جدی در حوزه مشترک گاز و نفتی جنوب كشور و فشار تحریم ها به میمنت وجود رژیم بی عرضه اسلامی ، برداشت كشورهای عرب و مفت خور جنوب خلیج پارس از منابع مشترک به چندین برابر ایران رسیده است به عنوان مثال تنها برداشت كشور قطر از حوزه گازی مشترک با ایران ۱۵ برابر برداشت ایران می‌باشد كه رقم این میزان تفاوت در برداشت، به حدود ۴۰ میلیارد دلار در سال می‌رسد

این رقم معادل كل یارانه نقدی است كه به ۷۰میلیون ایرانی داده می‌شود و اگر تنها رژیم اسلامی  متناسب با طرف قطری می‌توانست گاز تولید كند، از محل این درآمد یارانه نفتی ایرانیان می‌توانست دو برابر شود این مثال را زدم تا ایرانیان ساده اندیش که تنها چشم بر این مستمری ناچیز دارند نیز آگاه شوند که به یمن حکومت اسلامی چه کلاه گشادی بر سرشان رفته است

ایران در حالی با داشتن حدود 13 میدان مستقل و شش میدان مشترک از 35 میدان هیدروکربوری خلیج پارس سهم قابل توجهی از منابع دریایی را به خود اختصاص داده است که بنا بر گزارش های رسمی رقبای عربی 9 برابر کشورمان از مخازن خلیج پارس برداشت می کنند. ایران که در میادین فروزان، آرش، سلمان، هنگام، مبارک، اسفندیار و میدان عظیم گازی پارس جنوبی با کشورهای حاشیه خلیج پارس شریک است، تاکنون نتوانسته آنطور که شایسته است از این میادین مشترک استفاده و به حق خود در بهره برداری از این میادین دست پیدا کند و با عدم برنامه ریزی صحیح  از سوی دولتمردان رژیم اسلامی در راستای صیانت از منابع ملی و میهنی ، برداشت کشورهای همسایه از این میادین بیشتر و بیشتر شد و سهم ایران از این میادین به میزان قابل ملاحظه ای کاهش یافت.با وجود اعلام گفته های وزیر نفت و رئیس دولت رژیم اسلامی مبنی بر سرمایه گذاری 66میلیارد دلاری در صنعت نفت و با توجه به اولویت میادین مشترک در توسعه، هیچ اتفاق خاصی در این میادین مشاهده نشد

 

اگر چه بسیاری از کارشناسان در سال های اخیر همواره نسبت به توجه به میدان های نفتی و گازی هشدار داده و عنوان کرده اند ایران باید بیش از اینها به حوزه های مشترک توجه داشته باشد اما برداشت 9 برابری شیخ نشینان حاشیه خلیج پارس از منابع هیدروکربوری این منطقه که مورد تایید مسوولان نیز هست بیش از گذشته زنگ خطر را برای صنعت نفت یکصد ساله ایران به صدا درآورده است. با توجه به اهمیت بسیار زیادی که میدان های مشترک برای منطقه دارند و کشورهای همسایه از مدت ها پیش بهره برداری از این میدان های مشترک را آغاز کرده اند به نظر می رسد ایران نیز باید در راستای رقابت با شرکای شیخ نشین خود شتاب بیشتری به توجه به میادین مشترک دهد

ضمن اینکه در صورت ادامه روند فعلی قطعاً زیان های جبران ناپذیری متوجه کشور و صنعت نفت یکصد ساله ایران خواهد شد. در این میان کاهش درآمد حاصل از برداشت از مخازن مشترک و برداشت حداکثری کشورهای همسایه موضوعی است که نباید به سادگی از کنار آن گذر کرد

گفتنی است در حال حاضر بیش از25 درصد نفت جهان از دریا استخراج می شود که در این میان خلیج پارس با 60 درصد، دریای شمال با 10 درصد و خلیج مکزیک با 9 درصد منابع و ذخایر هیدروکربوری در جایگاه اول تا سوم ذخایر هیدروکربوری قرار دارند

حال با این اوصاف میتوان به راحتی دریافت که ما ایرانیان و فرزندانمان چگونه و چه زمان خلیج همیشه پارس را دو دستی تقدیم اعراب کردیم و اکنون تنها برای حفظ نامش در تلاشیم

اوضاع اقتصادی و اجتماعی ایران در همه سال های جمهوری اسلامی بویژه در چند سال گذشته به قدری بغرنج، بحرانی و شکننده شده است که رژیم تحمل و توانایی مهار آن را با استفاده از ابزار گذشته ندارد و از پیشآمد های آینده با توجه به حوادث کشور های پیرامونی و شمال آفریقا به شدت نگران است، از آن رو برای حذف مردم از صحنه سیاسی به هر ترفندی دست می زند حتا به نمایش های انتخاباتی که خود آن را کنترل و کارگردانی می کرد اعتماد ندارد و برای فرار از انتخابات و اراده مردم سخن از تغییر قانون اساسی و حذف نظام ریاستی از سوی خامنه ای مطرح می شود. این در حالی است که اوضاع اقتصادی به شدت تیره و تار است، هر روز بخشی از دزدی های میلیاردی افراد و اشخاصی خاص افشا می شود که سینه چاک نظام، ذوب در ولایت و معلم اخلاق بودند. گروهی که از سال های پیش به پوچی، ناتوانی و به بی بنیادی این رژیم پی برده بودند از فرصت استفاده کرده بخشی از دزدی های خود را به خارج از کشور بویژه آمریکای شمالی و انگلستان منتقل کرده اند، آنان برخی از افراد خانواده خود را با نام دانشجو و یا غیره به این کشور ها فرستادند تا زمینه مهاجرت خود را فراهم آورند

همه میدانند که وضعیت اقتصادی کشور افتضاح است. مردم دیگر از شکایت از بار سنگین اقتصادی که به دوش میکشند نمی ترسند. نظرسنجی موسسه گالوپ که چندی پیش انتشار یافته، عملا این مسئله را ثابت میکند. طبق نتایج این نظرسنجی، ۲۶ درصد از مردم ایران میگویند که در رنج و بدبختی زندگی میکنند که این یک رکورد جهانی است
همچنین ۵۴% از مردم خود را «درحال دست و پنجه نرم کردن» با این وضعیت تلقی می کنند. این داده ها گویای وضعیت اسفناک زندگی اکثر مردم است
سوالی که مطرح است این است که رابطه بین شدت گرفتن این احساس در صف مردم و این واقعیت که اقتصاد کشور رفته رفته به دست سپاه پاسداران و دار و دسته آن افتاده چیست. واضح است که در این راستا افرادی بی کفایت سمتها و پستهای بسیار حساسی را در اقتصاد مملکت در دست دارند

افزایش تورم و بیکاری و کاهش رشد اقتصادی کشور، حداقل تبعات اقتصادی و اجتماعی اجرای قانون ناپخته و غیرمنطقی هدفمندسازی یارانه‌ها بوده  که در شرایط موجود گریز از آن امری اجتناب‌ناپذیر و تقریباً غیرممکن است و جای بسی تعجب اینجاست که تصمیم‌گیرندگان و مجریان این قانون علی‌رغم همه خسارت‌هایی که تاکنون از این طریق به کشور وارد ساخته‌اند هنوز درس عبرت نیاموخته‌اند و احمدی نژاد باز هم با وقاحت تمام در تلاش برای ادامه این راه وحتی بیشتر کردن یارانه پرداختی به مردم است که اینبار گویا دیگر هم سلفان کودنش بر پرمخاطره بودن این راه که بار بیشتر بر شانه های نحیف اقتصاد ایران است ، اشاره کرده و او را از حضور در برنامه تلوزیونی به منظور اعلام دور جدید پرداخت یارانه ها بر حذر داشتند

در آینده نه چندان دور رخداد های ژرفی در کشور اتفاق خواهد افتاد، رژیم که با سیاست گذاری های غلط خود در اقتصاد، روزمرگی، زورگویی، خشونت، زندان، شکنجه و تجاوز در سیاست، هیچگونه پایگاهی در میان ایرانیان و دیگر کشورها ندارد ، تلاش اش برای برون رفت از تنگنای کنونی بیهوده است

 

 

 

در این میان پرسش آنست مردمی که این رنج و درد را با پوست و گوشتشان درک میکنند ، چگونه اینگونه ذلیلانه  سر در گریبان دارند و هرکس کلاه خود را با دودست چسبیده و به جای اندیشیدن به اتحاد و چاره اندیشی برای از میان بردن تهدیدات خارجی و فشارهای داخلی به فکر آنست تا دیگران برای کمک به ایشان هزینه دهند؟

خارج نشینان هم که هر آن در پی ورق زدن خاطرات گزشته و بی اعتبار کردن یکدیگرند و اگر کسانی در پی چاره ای برای اتحاد و همبستگی باشند به سرعت زیر ذره بین بدبینی ایشان حیثیت خویش را هزینه میکند و در آخر به نتیجه ای هم با این همه اندیشمند من من گو نخواهد رسید

روز نوزدهم هر ماه «فروردین» نام دارد و نوزدهم فروردین جشنی برگزار می‌شود، به نام «فروردینگان» که به آن «فرودگ» نیز می‌گویند.

«فروردین» به معنای «فروهرها» و ماه فروردین؛ ماه فروهرها این جشن در بزرگداشت فروهرهاست.
استاد پورداوود، در کتاب فرهنگ ایران باستان درباره «فروردين» می نویسد: «فرور» يا «فرورد» از يك واژه‌ فرس هخامنشي به ما رسيده است. اين واژه در يك نام ویژه در سنگ نپشته‌ي بهستان (كتيبه بيستون) به جا مانده. فرورتي برابر است با واژه‌ي اوستايي «فروشي» Fravashi كه در پهلوي «فروهر» Fravahr شده است. فروشي در اوستا يكي از نيروهاي نهاني (قواي باطني) است كه پس از درگذشت آدمي با روان و دين (وجدان) از تن جدا گشته به سوي جهان مينوي گرايد.

آن چنان كه در اوستا آمده فروشي (فرورتي) نيرويي است كه اهورمزدا از براي نگهداري آفريدگان نيك ايزدي از آسمان فرو فرستاد و نيرويي است كه سراسر آفرينش نيك از پرتو آن پايدار است. پيش از آن كه اهورامزدا جهان خاكي را بيافريند، فرورد هر يك از آفريدگان نيك اين گيتي را در جهان مينوي زبرين بيافريد و هر يك را به نوبه‌ خود از براي نگهداري آن آفريده جهان خاكي، فرو مي‌فرستد و پس از فنا و زوال آفريده‌، فرورد آن، ديگرباره، به سوي آسمان گرايد و به همان پاكي و تقدس ازلي بماند. اما چنان كه گفتيم هيچ وقت كسي را كه بدوي تعلق داشته فراموش نمي‌كند و هر سال يك بار به ديدن وي مي‌آيد و آن هنگام «جشن فروردين»، است، يا روزهايي كه از براي فرود آمدن فروهرهاي نياكان وپاكان و پارسايان اختصاص يافته است….

در سنت زرتشتی آمده است که؛ ساخت و سرشت هر انسان از پنج عنصر تشکیل شده است: روان، جان (اساس زندگی)، فروشی («خود» آسمانی او)، وجدان و تن. فروهر یا فروشی بخشی از وجود مینوی انسان است که روح اهورایی نگه دارنده اوست. هر بدی که آدمی بر زمین کند، بر «خود آسمانی» او اثر نمی‌گذارد و تنها وجود زمینی انسان است که به سبب گناهانش در دوزخ رنج می‌برد. به زبانی دیگر، فروهر، روح جاودان و اهوراداده آدمی است که پیش از زایش وجود دارد و پس از مرگ نیز پایدار می‌ماند. خواهان آمرزش شدن برای درگذشتگان، پس از مرگ، آرزو و خواهش برای پاکی روان است و سرانجام روان به فروشی خود می‌پیوندد. و این از آنجاست که فروهرها یکسره پاکند و از یاوران نیروهای اهورایی به شمار می‌آیند و منش انسان را در نبرد با اهریمن یاری می‌کنند.

امروزه، در جشن فروردینگان (فرودگ)، زرتشتیان سر مزار درگذشتگان خود می‌روند و برای خشنودی روان­ها عود و کندر آتش می‌زنند، و بوهای خوش بر آتش می­نهند، گل و گیاه و میوه و شمع و لرک (میوه های خشک و خام؛ پسته، بادام، فندق، برگه هلو، سنجد، کشمش ،‌ انجیر خشک، خرما، توت) بر سر مزار می‌گذارند.

خانواده­هایی که از یک سال پیش تاکنون درگذشته­ای داشته­اند، سفره­ای در آرامگاه می­گسترانند و بر آن عکسی از درگذشته به همراه روشنایی، سبزه، آب و خوراکی­های سنتی می­گذارند و موبد بر آنها اوستا می­خواند و پس از خواندن اوستا، که در واقع تبرک می شود، بين مردم تقسيم می کنند و نیز از آشنایان و کسانی که به آنان سر می­زنند، پذیرایی می­کنند. «ميزد» نيز برای انجام مراسم آماده می شود. ميزد؛ سفره آیینی است که بر آن ميوه­های تر، سیر و سِداب، سیروگ، آش و دیگر خوراکی­ها می­گذارند که برای اجرای تشريفات آفرينگان­خوانی گسترده می­شود . همچنین نان­های مقدسی هم بر این سفره می­گذارند. نوعی از این نان در روغن کنجد درست می­شود و نان گردی است به نام «سیروگ»( این نان مانند نان روغنی است که مسلمانان در جمعه آخر سال درست می­کنند، به قبرستان می­برند و به مردم می­دهند). موبدان لباس سپید پس از نیایش همگانی به سرایش آفرینگان(همازور فروردینگان)می­پردازند و از روان و فروهر درگذشتگان و هماروانان یاد می­کنند.

از شگفتی های این جشن این است که ایرانیان برای درگذشتگان خود جشن می­گیرند تا هم خود شاد باشند و هم اینکه برای درگذشتگان خود آرزوی شادی روان کنند، تا روان درگذشته­شان به فروهران پاک بپیوندند.

در فروردين روز از ماه فروردین، پوشيدن جامه نو و ديدن گوسپندان و رمه و گله گاوها و اسبان، نيكوست.
رنگ قرمز، فلز آهن، سنگ مرجان قرمز و سياره مريخ را به فروردین ماه نامزد می­کنند.

 

برگرفته از تارنمای همازور

امروز فرصتی دست داد تا فرتور نشانه خرافات اسلام شیعی ( فرتور یک آخوند ) را در دانشگاه Vrij Universiteit آمستردام واژگون کنم .
این فرتور به همراه دیگر فرتورها که درباره گوناگونی ادیان میباشد بر دیوار این دانشگاه نصب شده بود.

 

 

 

 

 

 

درباره تاریخ برآمدن اشوزرتشت و آغاز پیامبری وی سخن فراوان است.در این نوشتار بر آنم تا ابتدا به معرفی این آموزگار جهانی و دودمان وی بپردازم و سپس به اسناد دیگر در مورد تاریخ دقیق زایش و پیامبری او بپردازم.

نام وخشور بزرگ ایران زرتشت است که در اوستا زره تشتره نوشته شده و در کتاب های پارسی باشکال زرتشت، زردشت، زراتشت، زرادشت، زره تشت، زره دشت، و زردهشت آمده.

نام پدرش پوروشسب ، نام مادرش دغدو و نام زنش هووی بوده است.در فروزدین یشت و کتابهای پهلوی نام شش تن از فرزندان زرتشت بشرح زیر برایمان به یادگار مانده است:

سه پسر به نامهای ایسد واستر  ، اروه تدنر و هوره چیتره و سه دختر بنامهای فرنی ، تریتی و پورچیسته.

در بندهش و دیگر کتابهای پهلوی نیاکان زرتشت را پدر به پدر به منوچهر پادشاه پیشدادی می رسانند:

زرتشت – پوروشسب – پیترسب – اروداسب ه هچدسب – چخشنوش – پیترسب – هردرشن – هردار – اسپنتمان – منوچهر.

فروردین یشت زایش اشوزرتشت را در یکی از روزهای بهاری که روایت زرتشتی این روز بهاری را روز خورداد از ماه فروردین  ( ششم فروردین ) در زمان پادشاهی لهراسب کیانی میداند.

 برخی تاریخ زایش و پیامبری زرتشت را تا شش هزار سال پیش می دانند و برخی تا ششصد پیش از میلاد. درباره این تاریخ دیدگاه ها بسیار است اما آنچه که درباره تاریخ درست زایش و پیامبری اشوزرتشت توسط محققان و اندیشمندان مختلف گفته شده و میتوان به آن استناد کرد :

برای پیدا کردن یک تاریخ درست می باید به سندهای گزشته رو نمود ودر میان این اسناد گوناگون آنچه را که از همه درست تر است پیدا نمود. در زمینه تاریخ زایش و پیامبری زرتشت ، یک سند درست هست که درباره آن هیچگونه دودلی نیست و آن سرودی است که فردوسی بزرگ در شاهنامه آورده است و آن سرود این است :

همی تافتی بر جهان یکسره

ز اردیبهشت آفتاب از بره

برپایه این سروده تاریخ به تخت نشستن گشتاسب که همزمان با پیامبری اشوزرتشت است آفتاب در برج بره بوده است و بر پایه آنچه ذبیح بهروز دریافته آفتاب در 1768 پیش از میلاد مسیح در برج بره بوده است. بر این پایه تاریخ پیامبری اشوزرتشت 3780 سال پیش می شود. این تاریخ شاید درست ترین تاریخی باشد که درباره پیامبری اشوزرتشت میتوان شناساند.

اشوزرتشت ، در نوجوانی باورهای خرافی مردم و پرستش خدایان پنداری را ناردرست تشخیص داد. آنگاه در 20 سالگی ، تنهایی را برگزید و به طبیعت روی کرد و پروردگار را با دیده دل شناخت. وی در 30 سالگی مردمان را برای نخستین بار به آیین یکتاپرستی سفارش نمود.

در اندیشه و پیام اشوزرتشت خداوند هستی بخش ، اهورامزدا نام دارد. اهورا یعنی «هستی بخش» ، مز یعنی «بزرگ» و دا از «دانش و خرد» آمده است. از این دیدگاه خداوند دانا و خردمند بزرگ است. پس انسان بنده و برده او نبوده بلکه با خرد «منه» و وجدانی «دائنه» که به انسان بخشیده، جایگاه ارزشمند انسانی و دایی را به او پیشنهاد کرده است. از دیدگاه اشوزرتشت ، خداوند کینه توز ، انتقام جو ، خشمناک و مجازات گر نیست ، بلکه سراسر نیکی و داد است.

گزیده ای از پیام وخشور اشوزرتشت اسپنتمان :

خوشبختی از آن کسی است که در پی خوشبختی دیگران باشد.( یسنا 43 بند 1 )

از کسانی باشیم که جهان را به سوی تازگی و آبادانی و مردم را به سوی راستی و پارسایی راهنمایی می کنند. ( یسنا 30 بند 9 )

بهترین گفته ها را به گوش بشنوید ، با اندیشه ای روشن بر آن بنگرید ، سپس هر زن و مرد آزادانه راه خود را برگزینید. ( یسنا 30 بند 2 )

 

 

وب‌نوشت روی وردپرس.کام. | پوسته: Motion کاری از volcanic.
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 4,597 مشترک دیگر بپیوندید