مردم رنج دیده و مصیبت کشیده کشورمان پس از انقلاب ننگین اسلامی که اکنون نزدیک به سالگرد پیروزیش بسر میبریم، دوبار بصورت جدی برای کسب آزادی و رهایی از چنگال دژخیمان اسلامی تلاش کرده اند.

بار نخست سال 1378 و قیام دانشجویی 18 تیر که با سرکوب وحشیانه سگان ولایت و پشت کردن و بی اعتنایی رییس جمهور ملون وقت ( سید محمد خاتمی ) و دولت نون به نرخ روز خورش به شکست انجامید و بار دوم در سال 1388 و وقایع خونین پس از آن بود، که باز هم به یمن حضور سید سبزپوش و نورانی دیگر( که گویا از تبار بهشت آخوندها آمده بود و پرچم رهبری امت خردباخته و ملت خوش باور و ناآگاه ما را به دست گرفت و بدانان وعده پیروزی آن هم رسیدن به بهشت و زندگی سراپا رؤیا و افسانه ای دوران پرشکوفا و پر عظمت » دهه 60 » بت اعظم، خمینی مردم شکن داد) و ایضا سگان درنده  و مواجب بگیر خامنه ای ، اینبار وحشیانه تر و خونبار تر از پیش سرکوب شد و زندانها مالامال شد از جوانان و نیروهای  فعال سیاسی و مدنی. گویا این دور باطل برای مردم مان تمامی ندارد که باید هر 10 سال یکبار به دام برنامه های مدون اطلاعات رژیم برای از بین بردن پتانسیل مبارزان داخل بیافتند.

    در این میان نکته مهمی که به چشم می آید نقش کمرنگ اپوزسیون خارج از کشور در جریانات اخیر بود. بیاد دارم در وقایع 18 تیر 78  و پس از آن سالگرد هایش که بصورت جدی تا 20 خرداد 1382 ادامه یافت ، تلوزیون های ماهواره ای نقش پررنگ تری را در جهت آگاهی مردم و ارائه اخبار زندانیان و دیگر اخبار سانسور شده به مردم ایفا می کرد تا اینکه این دوستان هم همچون دیگر ایرانیان همدیگر را تاب نیاورده و به چند دسته و تلوزیون تقسیم شدند تا این چندگانگی باعث ازمحلال ایشان شود.

  پس از حوادث خرداد1388  مردم ایران می خواستند که آخوند و همه راه، روش، و خواسته آنان به کلی از جامعه زدوده شود ولی منشور اسلامی آقای موسوی دنباله قانون ضد انسانی رژیم کنونی بود و یادآوری و نامیدن دوران جنایت بار خمینی به نام دوران طلایی، ضربه دیگری بر قلب و وجدان هر ایرانی پاک نژاد بود.

حال چگونه می توان مردمی را که برای آزادی این بظاهر رهبران دربند ( حبس خانگی ) هیچ عکس العملی از خود نشان نداده اند را با اینگونه فراخوان ها به خیابان ها کشاند؟

در این میان بودند میهن پرستانی در داخل و خارج از ایران که بدون چشم داشت و تنها برای آزادی ملت در بندمان تلاش نموده اند ولی این تلاشها خصوصا در خارج از ایران باید بر مبنای تزی باشد که بر اساس آن آزادی و دموکراسی برابر با قوانین سازمان ملل، و برابری همه گروههای مردمی باهر برداشت سیاسی، باور مذهبی، دگر گونی زبان و خواسته های قومی در راستای یک ملت متحد و استوار باشد.

این مهم دست یافتنی میباشد اگر افراد و گروهها از تمامی طیف ها با احساس مسئولیت در برابر مردم رنج کشیده مان دست از کینه های شخصی و لجاجت های بدور از منطق دست برداشته و برای رهایی و سربلندی ایرانمان متحد شوند. در این میان دور بودن و نداشتن هریک از این فاکتورها، دلسردی و گوشه گیری شماری از مردم ایران را به دنبال خواهد داشت.